تبليغاتX
خمخانه وحدت
به خمخانه وحدتم راه ده... دل زنده و جان آگاه ده

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است                    تا در آن دوست نباشد همه در ها بسته است
نوشته شده توسط حمیدرضا  در ساعت 15 | لینک  | 

                           
نوشته شده توسط حمیدرضا  در ساعت 12 | لینک  | 

عشق احساس عجیبی است که یک خر دارد...
نوشته شده توسط حمیدرضا  در ساعت 19 | لینک  | 

نوشته شده توسط حمیدرضا  در ساعت 16 | لینک  | 

مراکز آموزش عالی به علت داشتن امکانات آموزشی و پژوهشی پیشرفته و نیرو های کارشناس و کاردان می توانند در بخش های گوناگون بازار کار فعالیت نمایند، مواد و دستگاه های گوناگون تولید کنند و با ارائه طرح های تولید سود آور به سازمان های دولتی و شرکت های خصوصی، زمینه ایجاد واحدهای مختلف تولیدی را فراهم آورند و از این راه کار آفرین باشند. آشنا سازی دانشجویان با تئوري های اقتصادی کار آفرینی، ایجاد گسترش رشته ها، دوره ها و واحدهای درسی و مراکز کار آفرینی در دانشگاهها و پشتیبانی دولت از موسسات آموزش عالی کار آفرین از راهکارهای مهمی است که به توسعه کار آفرینی در کشور می انجامد.
معضل بیکاری یکی از پیچیده ترین مشکلاتی است که در حال حاضر در اغلب کشورهای دنیا وجود دارد و ایران نیز علی رغم توجه مسوولان برای ایجاد کار همواره با انبوهی از دانش آموختگان جویای کار روبرو است. دانش آموختگان که با هزینه ای هنگفت و چندین سال صرف وقت، به تخصص هایی دست یافته اند.
این امر امروزه مشکلی اجتماعی-اقتصادی است، که در آینده تبدیل به یک بحران می شود افزایش جمعیت، افزایش شمار دانشگاهها و موسسات آموزش عالی، ضعف در تدوین و اجرای درست برنامه های توسعه اقتصادی، نبود برنامه ای فراگیر و کل نگر برای پرورش نیروی انسانی متخصص و موارد دیگری از این دست نوید وقوع یک بحران در زمینه اشتغال در آینده کشورمان است، که در مورد دانش آموختگان آموزش عالی،به طور بسیار چشمگیرتری قابل انتظار است.
کار آفرینی به عنوان پدیده راهبردی و هدایت کننده، باعث به حرکت در آوردن چرخه فعالیت های اقتصادی کشور می شود.
کار آفرینی فرایندی بلند مدت است که مستلزم برنامه ریزی در نظام آموزشی و پژوهشی و اجرای برنامه ها از پایگاه خانواده و مدرسه تا دانشگاه و سازمانها است. کارآفرینی، به عنوان یک عامل دگرگونی های اجتماعی و بهره گیری موثر تر از نیروی انسانی و منابع طبیعی به شمار می رود.
نیازهای اساسی سایر خانواده های غیر مرتبت با کار آفرینی از راه پرداخت مالیتهای بیشتر کار آفرینان بهتر و بیشتر تامین می گردد، یعنی یک کار آفرینی، بر تمام جامعه خود موثر واقع می گردد. کاهش نگرانی های اقتصادی و گسترش عدالت اجتماعی، از دیگر پیامدهای کار آفرینی ای است که نهایتاً حیات ملی را در گرو خود نگه می دارد. درکشور های در حال توسعه از نیروی کار استفاده بهینه نمی گردد و تلاشهای اندکی برای بهره گیری از این نیروها در جهت تولید و کارایی صورت می پذیرد، با توجه به خیل عظیم دانش آموختگان موسسات آموزش عالی دولتی و عدم برنامه ریزی جهت جذب این قشر فرهيخته نگرانیها و نا امیدی را در خانواده ها باعث می شود. یکی از مخرب ترین اثرات نبود فارغ التحصیلان کارآفرین کاهش ارزش تحصیل و علم و دانش در جامعه است. مسلماً در جامعه ای که دانش آموختگان و تحصیل کردگان از
رفاه نسبی وشغل بهتر برخوردارند تحصیل امر مقدس و پر ارزشي به شمار میرود. اما جامعه اي كه تحصیل کردگان آن در نا امیدی به دنبال مشاغلی هستند که از یک فرد با سطوح تحصیلات پایین قابل انجام است. هیچ انتظاری از مردم و خانواده ها، برای ارزش گذاشتن به تحصیل و علم و دانش نیست.
بیشتر خانواده ها و نهادها از دانشگاهها می خواهند آموزشهایی به فرزندان آنها داده شود تا بتوانند با شرایط پیش بینی نشده ای که ناشي از ماهیت کنونی بازار کار است کنار بیایند و بتوانند در جامعه شغلی بیابند و مفید واقع شوند، به سخن دیگر، فرهنگ جامعه امروز ما از دانشگاهها انتظار دار که دانشجویان را به گونه اي پرورش دهند که دانش اموختگان مهارتهای فنی کاربردی موثر تر و به لحاظ عملکرد با هماهنگي بیشتر با بازار کار داشته باشند. کار آفرینی بر خلاف اشتغال زایی به پدید آوردن ارزش های مادی و اقتصادی یا پیشه و کار محدود نمی شود، یعنی هر کس شرکتی تاسیس و شماری از افراد را استخدام کرد، لزوماً کار آفرین نیست، بلکه فرد کار آفرین گذشته از اشتغال زایی، رشد و توسعه کشور و بهبود بهره وری را نیز در نظر دارد از این رو کار آفرینی ماهیت و تعریفی ورای اشتغالزایی دارد.

یکی از مهمترین شاخص های کار آمدی نظام آموزشی هر کشور میزان تربیت دانشجو و دانش آموختگان کار آفرین است و متاسفانه نظام آموزشی ایران به جای اینکه کار آفرین باشد، عملاً کارجو پرور است. به گونه ای که با زحمت و هزینه زیاد، افرادي را تربيت مي كند،كه فقط مي توانند شكافهاي شغلي بسيار تعريف شده و كليشه اي را پر كنند چرا كه نظام آموزشی ایران مبتنی بر یادگیری نیست و افراد کارآفرین در نظام آموزشی کمتر پرورش می یابند.
" دیدبان جهاني کارآفرینی " در مقاله ای خاطر نشان ساخته  است، که در آمریکا نظام آموزشی به گونه ای است که از هر 6 نفر یک نفر کار آفرین می شود. در کره جنوبی از هر 12 نفر یک نفر،  برزیل از طریق تغییراتی که در نظام آموزشی خود صورت داده است، امیدوار است تا پایان سال 2005 میلادی به نسبت یکنفر کارآفرین از هر چهار تحصیلکرده برسد. برخی از تئوریها بر نقش دولت در ایجاد فرهنگ کارآفرینی تاکید می کنند و معتقدند، نخستین وظیفه دولت در ایجاد کارآفرینی اعتقاد به این باور است که نسل کارآفرین تعیین کننده ترین و توانمند ترین قشر یک جامعه را تشکیل می دهد.
در ایران تعدادی از دانشکدههای مدیریت و بازرگانی، واحدهای درسی کارآفرینی و برنامه ای سازماندهی شده جهت آموزش کارآفرینی به دانشجویان خود ادامه می دهند و شاید الگو های خوبی برای سایر دانشکده ها باشند چندین دانشگاه مثل دانشکده تهران و امیر کبیر و دانشگاه شریف مراکز کار آفرینی در محیط دانشگاهی ایجاد نموده و به آموزش این امر اهتمام می ورزند.
در زمینه خدماتی و مشاوره ای نیز می توان به موارد مانند: انتشار کتابها، مقاله ها، نشریه های عمومی و تخصصی، برگزاری همایش و سخرانی، تکثیر فیلمهای آموزشی کارآفرینی، آموزش کار آفرینان موفق، تهیه پوستر ها و بروشورها، برگزاری نمایشگاه کتاب با موضوع کار آفرینی و... از دیگر فعالیت هایی است که می توان در سطح دانشگاههای ایران مشاهده کرد، از این رو می توان گفت که این امر در چند سال گذشته در دانشگاههای ایران نیز آغاز شده ولی برای ساماندهی آن نیاز به برنامه ریزی منسجم و هماهنگ است، از این رو وجود موسسه ای واحد که کلیه فعالیت های مرتبط با کارآفرینی را هدایت کند و از متخصصین علم کار آفرینی تشکیل شده باشد، ضروری و حیاتی به نظر می رسد، همچنین دانشگاهها و موسسات آموزش عالی دولتی به علت داشتن امکانات پژوهشی و قدرت اجرایي بيشتر و نظامندتر  که در مراکز غیر دولتی به ندرت یافت می شود توانایی و مسوولیت بیشتری در این زمینه دارا هستند همچنین باید محدودیت های موجود برای مدیران، دانشگاهها، در زمینه برگزاری واحدهای درسی کار آفرینی و برنامه ریزی های بلند مدت برای کارهای اشتغالزا و تشویق مبتکرین و کارآفرینان دانشجو بر داشته شود.
نهایتاً نقطه موفقیت و هدف آنجاست که فرهنگ کارآفرینی در سطوح مختلف حامعه خصوصاً قشر تحصیلکرده جامعه نهادینه گرددو فرهنگ کارمند پروری که نتیجه استخدام های بی رویه و بدون برنامه ریزی در چند دهه گذشته بوده است، جای خود را به فرهنگ خلاقیت و فرهنگ کارآفرینی دهد. 

حمیدرضا درودیان

نوشته شده توسط حمیدرضا  در ساعت 15 | لینک  | 

بيمه کشاورز نمره صفر براي تامين اجتماعي

 
 
images/20060204/005.jpg
 
کشاورزي طبق گزارشهاي بيشتر سازمان هاي جهاني ، پس از کار در معدن سخت ترين و خطرناک ترين کار به شمار مي رود.
آلودگي شيميايي حاصل از کودها و سموم شيميايي ، کار با ادوات خشن مثل گاوآهن و ديسک ، قرار گرفتن طولاني مدت در معرض نور مستقيم خورشيد، کار در مناطق دور دست و بدون وجود حتي کمکهاي اوليه پزشکي ، امکان ابتلا به بيماري هاي مشترک بين انسان و دام نظير آنفلوآنزاي مرغي ، تب مالت ، استرس هاي شديد ناشي از تغييرات اقليم و تنشهاي زنده و غيرزنده محيطي اعم از خشکسالي ، سرما و گرما و بسياري عوامل موثر ديگر، کشاورزي را به يکي از سخت ترين فعاليت ها تبديل کرده است.
فعاليتي که انرژي بسياري از انسان مي گيرد و زود وي را به سن بازنشستگي مي رساند. ولي کدام بازنشستگي ؟ يک کشاورز بشدت در معرض بيماري هاي مختلف قرار مي گيرد؛ ولي کدام بيمه درماني ؟ باور کنيد درد بزرگ کشاورز ديروز، امروز و شايد فرداي ما اين است که همان طور که پدرش در مزرعه مرد، او نيز محکوم است تا آخرين لحظه عمر براي امرار معاش کار کند.
در مملکتي که اين همه بيمارستان جورواجور وابسته به سازمان ها و وزارتخانه هاي مختلف ، به افراد تحت پوشش خود خدمات دولتي ارائه مي کنند، کشاورز تنها از طرف فرزند يا بستگانش (اگر تحت کفالت آنها به حساب آيند) از خدمات بيمه مي تواند استفاده کند.
ولي در غير اين صورت ، آيا کارگران کشاورزي شامل بيمه خاصي مي شوند. کارمنداني که زير کولر و کنار شومينه ، پشت ميز در سلامت ترين شرايط کار مي کنند، لزوما بايد از طرف کارفرما بيمه باشند. در واقع در مشاغل اداري ، خدماتي و صنعتي در کل کشور طبق قانون هيچ کارفرمايي حق ندارد فردي را حتي يک روز بدون بيمه به کار وادارد. ولي آيا اين التزام براي کارفرماي کشاورز نيز صادق است؟
خيلي مشاغل به اقتضاي خود مدتي از سال را در استراحت و يا شرايط سبک تري به سر مي برند؛ ولي حقوق آنها در اين زمانها پرداخت مي شود.
مثلا معلمان که بنده نيز يکي از آنان هستم در تابستان حقوق خود را با وجود کار و فعاليت کمتر دريافت مي کنند؛ اما کسي هست که به کشاورز بگويد تو که در بهار و تابستان و پاييز کار کرده اي ، در فصل زمستان خرجت با من ! مگر خون آنها که مورد حمايت بيمه هستند، رنگين تر است. متاسفانه کشاورز امروز به ظلم و اجحاف عادت کرده است.
به شعار شنيدن و به تعريف و تمجيدهاي خشک و خالي قناعت مي کند. حتي در خيال هم نمي تواند بپروراند که در جامعه اي که هر کسي براي خودکفايي مملکتش در هر نقطه فعاليتي مي کند، تحت حمايت دولت اعم از بيمه و بازنشستگي و مزاياي سابقه کار قرار مي گيرد، او نيز حق دارد پس از مدتي خود را بازنشسته ببيند و با خيال آسوده تجربياتش را در اختيار نسل بعدي قرار دهد.
مگر کسي هست که کاري شرافتمندانه تر از او در جامعه انجام دهد. مگر کسي هست که بيشتر از او براي خودکفايي مملکت بکوشد؟ حداقل او بايد همانند ديگران از مزاياي تامين اجتماعي بهره مند شود. نکته جالب اينجاست که ميانگين سني کشاورزان ما در حد ميانگين سني بازنشستگان ديگر مشاغل است.
يعني وقتي کسي در شغلي خدماتي بازنشسته مي شود، کشاورز همسن او تازه در نيمه راه است. کم نيستند کشاورزاني که زير ادوات کشاورزي يا در اثر چپ کردن تراکتور نقص عضو پيدا کرده و يا فوت کرده اند.
بايد کشاورزان ما باور کنند که بيش از هر کسي در اين مملکت مستحق دريافت خدمات تامين اجتماعي و بيمه و بازنشستگي آن هم در رديف مشاغل سخت هستند. آنها بايد باور کنند هيچ صاحب زميني حق ندارد آنها را بدون تحت پوشش بيمه قرار دادن حتي براي يک ساعت به کار در مزرعه يا دامداري و باغ وادارد. سياست يک بام و دو هواي بيمه بايد به نفع کشاورزان تغيير يابد.
ديگر زمان آن که کشاورز را طبقه پايين جامعه بدانيم ، گذشته است. امروز در دنياي برابري ، دولتها موظفند افراد را به اندازه خدمتشان به مردم مورد حمايت قرار دهند. مبادا که شرمنده دستهاي خسته کشاورزان شويم.

حميدرضا دوروديان
بهار فصل اول قانون گياه

شنبه 2 ارديبهشت ماه 1385   11:30
 
images/20060422/005.jpg
 
تکرار خيلي چيزها باعث عادي شدن آنها مي شود و در پي آن هم غفلت ما از آن پديده باعث مي شود تا با درگير شدن در روزمرگي ها به سادگي از کنار آن بگذريم.
شايد به دليل اينکه بهار شروع سال جديد ماست ، بيش از ديگر پديده هاي تکرارشونده به چشممان بيايد؛ اما بهار هم يکي از آن معجزه هايي است که هر سال مي آيد و مي رود و ديگر براي ما عادي شده است.
آيا اين همه تحول در جهان در شکل و شمايل طبيعت عادي است. بياييم کمي بيشتر درباره پديده تغيير فصلها و تحولات اطرافمان بدانيم.
روابط بهار و شروع رشد گياهان و تحولاتي که در آنها طي بهار و فصول ديگر رخ مي دهد، موضوع اصلي اين مقاله است. ويژگي هاي تشعشع خورشيدي يکي از مهمترين عواملي است که تحولات اقليمي و بيولوژيکي سطح زمين را کنترل مي کند.
نور خورشيد نيز بر اثر موقعيت زمين نسبت به خورشيد تغيير مي کند و يکي از نکات جالب پديده هاي بيولوژيکي و اقليمي ، ارتباط آن با مسائل نجومي و جايگاه زمين در فضاست.
نور خورشيد چند ويژگي اساسي و مجزا دارد که هر يک از اين ويژگي ها به نوعي بر تحولات گياهي و تحريک يا ممانعت از رشد آنها موثر است.

نقش تعيين کننده خورشيد
زاويه محور زمين با خورشيد تعيين کننده جهت رسيدن نور به هر نقطه از سطح زمين است و در واقع جهت تابش خورشيد همراه کروي بودن زمين ديگر خصوصيات هندسي آن تعيين کننده شدت نور، طول موج آن و طول روز يا مدت تابش نور به سطح زمين است.
اين 3ويژگي همان طور که خواهيم ديد اساسي ترين تاثيرات را بر تغييرات فصول و تحولات گياهي و ازجمله فصلي با عنوان بهار مي گذارد.
شدت نور بر خلاف تصور عامه هيچ ارتباطي با فاصله زمين از خورشيد ندارد و جالب است بدانيد وقتي در نيمکره شمالي ابتداي تير ماه است و در واقع روزها گرمتر و گرمتر مي شوند و حداکثر تشعشع در زمين دريافت مي شود؛ زمين حداکثر فاصله ممکن از خورشيد را دارد.
افزايش شدت نور باعث افزايش فتوسنتز درگياهان شده و يکي از دلايل افزايش رشد گياهان در فصل بهار توانايي افزايش فتوسنتز بر اثر شدت يافتن انرژي رسيده از خورشيد به سطح زمين است.
افزايش شدت تشعشع ، افزايش دما در سطح زمين را نيز در پي دارد، اما گياهان از ويژگي هاي ديگر نور نيز تاثير مي پذيرند. کيفيت نور يا طول موجهاي رسيده يکي از مهمترين ويژگي هايي است که بخصوص بر رشد آغازيان و گياهان تاثير مي گذارد.
نسبت نور بنفش و ماورا بنفش به ديگر طول موجها در بهار بسيار کمتر از نسبت آن در پاييز است. در واقع کاهش نور ماورا بنفش که تاثير منفي روي رشد و نموسلولها دارد باعث تحريک رشد گياهان است. ميزان نور ماورائ بنفش در بهار کمتر از نصف آن در پاييز است.
بالا بودن نسبت نور ماورائبنفش در پاييز نيز يکي از عواملي است که منجر به زوال رشد گياهان و ميکرو ارگانيسم ها مي شود. آزمايش ها نشان مي دهد زير نور ماورائبنفش هيچ ميکرو ارگانيسمي قدرت رشد ندارد. يکي ديگر از ويژگي هاي نور که بر گلدهي گياهان موثر است طول روز است.

طول مدت روز
بسياري از گياهان براي گلدهي منتظر فرارسيدن روزهايي با مدت مناسب مي مانند. در اين ارتباط گياهان ، به 3دسته روز کوتاه ، روز بلند و روز خنثي تقسيم مي شوند.
گياهان روز بلند که شامل گياهان دوساله نيز مي شوند ابتداي بهار به گل مي روند، چراکه در اين هنگام روزها به سمت بلندي پيش مي روند و با بلند شدن روزها گلدهي آنها تحريک مي شود.
گياهاني که از اين لحاظ حساس هستند را هرگز نمي توان در شرايط طبيعي در فصل پاييز يا زمستان وادار به گلدهي کرد. اين گياهان براي گلدهي به روزهايي نياز دارند که از يک مدت معين بيشتر باشند. بعکس گياهان روز کوتاه در تابستان و پاييز که روزها به سمت کوتاهي پيش مي روند گل مي دهند. در واقع کوتاه شدن طول روز باعث تحريک گلدهي آنان مي شود.
در بهار به دنبال ديدن گلهاي اين گياهان نباشيد. گياهان روز خنثي گياهاني هستند مثل آفتابگردان که هيچ حساسيتي نسبت به طول روز ندارند و گلدهي آنان در زمان مشخصي اتفاق نمي افتد و در طول سال امکان گلدهي آنان وجود دارد.
اين تنوع موجود ميان گياهان به حفظ زيبايي هاي طبيعت در طول سال مي انجامد، اما نکته اي که هنوز براي دانشمندان لاينحل باقي مانده و به طور کامل مشخص نيست ، ساز و کارهايي است که گياهان با استفاده از آن ويژگي هاي نوري اطراف را درک مي کنند.
يکي از اين سازوکارها که تا حدودي شناخته شده است ، وجود فيتوکروم ها در گياهان است که نقش چشم گياه را بازي مي کند.
فيتو کروم ها نور را مي بينند و بهار را درک مي کنند. اين ترکيبات در واکنش به تغييرات طول روز و طول موجهاي نور، تغيير حالت داده و همين تغيير حالت آنان باعث تحريک يا ممانعت از ترشح هورمون هاي گياهي مي شود که اين هورمون ها گلدهي گياه و جوانه زني بذر و گياه را تحت کنترل مي گيرند.

رطوبت هوا و خاک
از ديگر شرايطي که بهار را براي رشد گياهان مساعد مي کند رطوبت نسبي هوا و رطوبت خاک است. بسياري از بذور براي جوانه زني به باران هاي مفصلي نياز دارند که مواد بازدارنده جوانه زني را شستشو داده و شرايط را براي جوانه زني آنها مساعد کند.
باران هاي بهاري نياز بسياري از بذور براي جوانه زني است که همراه دماي مناسب شرايط مناسب جهت جوانه زني بذر را فراهم مي کند.
هر گياه و هر بذري براي درک اثرات هر يک از اين عوامل محيطي که در فصل بهار همگي با هم جمع مي شوند و شرايط مناسب را جهت رشد آنان فراهم مي کند سازوکاري بسيار جالب و اعجاب انگيز دارد که بيانگر وحدت موجودات زنده و طبيعت اطراف آن است.

عاصفه اله وردي

 

نظريه هاي نوين کشاورزي


کشاورزی پایدار ارگانیک کم نهاده واکولوژیک
پنج شنبه 31 فروردين ماه 1385   09:34
 
images/20060420/005.jpg تحولات اخير رخ داده در نظريه ها و فناوري هاي کشاورزي کم کم جاي خود را در نظام تحقيقات و تدريس در دانشگاه ها باز مي کند و مسوولان اجرايي نيز اندک اندک مي پذيرند که بايد خود و تصميم هاي مديريتي اخذ شده را با اين پيشرفت ها تطبيق دهند.
با اين حال چالشهايي در راه توسعه اين نظريه ها وجود دارد که بايد عميق تر به آن انديشيد و با توجه به شرايط اقتصادي و فرهنگي کشورمان آنها را حل کرد.
يکي از مشکلات ، وجود تعدد مفاهيمي است که از نظر مفهوم و هدف با هم متفاوتند، ولي يکي انگاشته مي شود و اگر کسي با يکي از آنها مخالف باشد همه را به يک چشم نگاه کرده و با تمامي مفاهيم مقابله مي کند.
کشاورزي پايدار، اکولوژيک ، ارگانيک ، بيوديناميک ، جايگزين و... هر کدام تعريف خود را دارند و در بعضي موارد با يکديگر تضاد يا دست کم تفاوت دارند.
کشاورزي ارگانيک که طرفداران خاص خود را دارد، مطلقا مصرف هرگونه کود و سم را در زمين نفي مي کند و اين مهمترين مبناي اين نظريه است که در اروپا بخصوص کشور آلمان طرفداران زيادي دارد.
به طوري که سالانه در اين کشور تنها 2ميليارد دلار چيزي نزديک به کل گندم مصرفي کشور ما در تجارت محصولات ارگانيک مبادله مي شود.
استراليا، اروپا و امريکاي شمالي توليدکنندگان عمده اين محصولات به شمار مي روند و يکي از دلايل رويکرد آنان به اين محصولات داشتن زمينهاي زراعي وسيع و مناسب و نبود کمبود مواد غذايي و نگراني از مسائل اقتصادي است.
از طرف ديگر توان بالاي خريد در مصرف کنندگان براحتي آنان را قادر مي سازد که با پرداخت قيمت بالاتر محصول مطمئن که عاري از سم و کود است خريد کنند؛ اما پرسش مهم اين است که آيا اين شرايط در ايران فعلا وجود دارد يا نه ؟ آيا زمان آينده به وجود خواهد آمد يا نه؟
از نظر فني و زراعي استفاده از کشاورزي ارگانيک و بيوديناميک در زمينهاي زراعي کشور ما با حدود نيم درصد ماده آلي تقريبا غير ممکن است ، چرا که خاکهاي فقير کشور ما نيازمند حداقل ميزاني کود هست ، اما از طرف ديگر مفهوم کشاورزي پايدار به عنوان مفهومي که تمامي زمينهاي زراعي و باغي و دامداري ها قابل و لازم الاجراست ، چرا که با هر شرايطي مي توان و بايد آن را پياده کرد.
هدف اين نظريه حفظ زمين ، خاک و اقليم و آب براي سالها و نسلهاي بعدي به شرط توليد کافي و سالم براي نسل فعلي و حفظ عملکرد و حتي المقدور افزايش آن است.
اين تئوري بدون وجود افراط و تفريطهاي مخرب و مشکل زا به هدفي کاملا مشخص و تعريف شده توجه دارد که فکر نمي کنم در دنيا هيچ مخالفي داشته باشد.
يکي از پيش شرطهاي رسيدن به کشاورزي پايدار، رعايت مناسبات و روابط اکولوژيک در توليد است که هدف و پايه مفهوم کشاورزي بوم شناختي است و در راستاي کشاورزي پايدار بايد به آن توجه خاصي مبذول شود.
کشاورزي بوم شناختي و از سوي ديگر يکي از پيش شرطهاي پذيرفته شده در کشاورزي ارگانيک است که حتي مخالفان کشاورزي ارگانيک با آن هيچ مشکلي ندارند بلکه شمشير نقد آنها بر مسائل اقتصادي ، فرهنگي و کاهش توليد غذا در اين سيستم است.
به هر صورت براي درک و آموزش اين مفاهيم لازم است هدف هر يک بخوبي شناخته و تناسب آن با شرايط اکولوژيک و اقتصادي کشورمان بررسي شود. لحاظ شرايط فرهنگي و بومي نيز از حلقه هاي گمشده در تصميم گيري است.
اگر در کشور آلمان کسي حاضر است سيب کرم خورده را به بهانه اين که سم زده نشده است با بهاي بالاتر خريد کند، نمي توان به مردم ايراني که ذائقه خاص خود را دارند به زور سيب کرم خورده خوراند.
در دنيا همانقدر که درباره تکنيک هاي توليد توجه مي شود در مورد خواست و نياز مشتري هم تحقيق مي شود. در هر حال کشاورزي پايدار و به تبع آن رعايت مسائل اکولوژيک بايد از دغدغه هاي نظام تحقيق و توليد کشور ما باشد، مفهومي که مخالفت با آن به منزله مخالفت با استمرار نسلهاي بعدي خودمان است.

حميدرضا دروديان
مربي دانشگاه آزاد اسلامي واحد لاهيجان

نوشته شده توسط حمیدرضا  در ساعت 15 | لینک  | 

لایه ازن

تصور کنيد يک الک داشته باشيد که دانه هاي درشت را از خود عبور دهد، ولي دانه هاي ريزتر از آن نتوانند عبور کنند. به طور اساسي دانه هاي ريز نفوذپذيري بيشتري دارند و مسلما آسان تر از دانه هاي درشت نفوذ مي کنند.  لايه ازن نيز چنين خاصيتي دارد. اين لايه مي تواند مانع عبور اشعه هايي که نفوذپذيري بالايي دارند شود و اشعه هايي با نفوذپذيري کمتر را از خود عبور دهد. نور خورشيد شامل طيفهاي مختلفي از اشعه هايي با طول موجهاي متفاوت است که نور مرئي بخشي از آن را شامل مي شود. اشعه ماورائ بنفش و حتي اشعه هايي با طول موج کمتر از ماوراي بنفش (UV) که براي حيات بسيار مضرند، در تشعشع خورشيد وجود دارد. اين اشعه ها قابليت نفوذ بسيار بالايي دارند. بعضي از اين اشعه ها حتي مي توانند از لايه هاي سطحي پوست عبور کنند و به بافتهاي دروني برسند و به آنها آسيب برسانند. اشعه ماوراي بنفش براحتي به پوست آسيب مي رساند و يکي از علل اصلي سرطان پوست به شمار مي رود. اين اشعه باعث مرگ ميکروارگانيسم ها مي شود.

اين اشعه ها قابليت نفوذ بسيار بالاتري نسبت به نور مرئي دارند ؛ چراکه طبق قوانين فيزيک ، هرچه يک اشعه طول موج کمتري داشته باشد، قابليت نفوذ بيشتري دارد و اشعه هاي UV و اشعه هاي مخرب ديگر به مراتب طول موج کمتري از نور مرئي دارند. وجود پديده اي مثل لايه ازن که باعث مي شود نور مرئي به زمين برسد و پديده هاي مرتبط با آن مثل فتوسنتز و... در زمين ممکن شود و از ورود اشعه هاي مخرب جلوگيري کند، حيات را به صورت کنوني امکان پذير کرده است.

سن لايه ازن تقريبا به اندازه سن حيات در کره زمين است ، يعني پس از وجود اولين موجودات توليدکننده اکسيژن چندي طول نکشيد که اکسيژن در اتمسفر زمين تحت تاثير اشعه ماوراي بنفش خورشيد که در آن زمان بسيار بالا بود، تبديل به ازن (O3) شود و در پي توليد آن ، اشعه ماوراي بنفش کمتري به سطح زمين رسيد و امکان حيات بيشتري روي خشکي ها به وجود آمد. اشعه ماوراي بنفش در اين لايه باعث شکست پيوند مولکول هاي اکسيژن مي شود و اتم آزاد اکسيژن توليد مي کند که اين اتم آزاد با ترکيب با مولکول هاي اکسيژن توليد O3 مي کند. در واقع انرژي اشعه هاي با طول موج پايين و با نفوذ در فرآيند شکست پيوندهاي اکسيژن مستهلک مي شود و از عبور آن جلوگيري مي شود. در مکانهايي که غلظت اين لايه کم مي شود و اشعه ماوراي بنفش براحتي از آن عبور مي کند، در اصطلاح مي گويند لايه ازن سوراخ شده است.

ترکيبات فلوئور با چسبيدن به اتمهاي آزاد اکسيژن و ايجاد ترکيب پايدار، از تشکيل O3 و واکنش آن با اشعه ماوراي بنفش جلوگيري مي کند. سرطان پوست ، آب مرواريد و کاهش محصولات زراعي از جمله اثرات منفي تخريب لايه ازن به شمار مي روند. علاوه بر اين ، زيست باکتري هاي مفيدي که به انسان کمک مي کنند نيز به مخاطره مي افتد؛ چرا که ميکروارگانيسم ها بشدت به اين اشعه حساس هستند.

اين لايه در فاصله 15 تا 30 کيلومتري زمين و در لايه استراتوسفر قرار دارد. اگرچه ترميم زخمهاي لايه ازن حداقل 50سال طول مي کشد، با اين حال دانشمندان و متخصصان صنايع يخچال و... فعاليت گسترده اي را براي جلوگيري از ورود CFC ها که متهم رديف اول تخريب لايه ازن به شمار مي روند، آغاز کرده اند و اميدوارند چرخه ازن به صورت طبيعي خود برگردد. کلروفلوئور و کربنها ترکيباتي غيرسمي و بسيار پايدار هستند که با شروع صنعت يخچال سازي به عنوان ماده اصلي خنک کننده در يخچال ها، کولر ماشين و... به کار گرفته شدند. اين ترکيبات هرگز محلول نيستند و بسختي تجزيه مي شوند، در نتيجه مقدار کمي از آنها کافي است تا سالهاي سال عملکرد لايه ازن مختل شود. حمید رضا دورودیان روزنامه جام جم

نوشته شده توسط حمیدرضا  در ساعت 15 | لینک  |