دوشنبه 26 آذر1386
کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری
شونه ی کی مرحم حق حقت میشه دوباره
از کی بهونه میگیری تو شبای بی ستاره
برگریزون های پاییز کی چشم به راهت نشسته
از جلو پاهات جمع می کنه برگای زرد و خسته
کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا
کی از سرود بارون قصه برات می سازه
از عاشقی می خونه وقتی که ماه درازه
کی از ستاره بارون چشماشو رو هم می ذاره
نکنه ستاره ای بیاد یاد تو رو نیاره
نوشته شده توسط حمیدرضا در ساعت 9 | لینک
|
دوشنبه 26 آذر1386
۲۹ سال پیش در چنین روزی من متولد شدم.
ولی وقت ندارم بیش تر از این بنویسم.
اینم برای این نوشتم که آذر بدون پست نمونه.
نوشته شده توسط حمیدرضا در ساعت 9 | لینک
|
